الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )
55
گنجينه رويا ( ترجمه آيات بينات في حقيقة بعض المنامات ) ( فارسى )
- تا آنجا كه آمده : - « فَلَمَّا دَخَلُوا عَلى يُوسُفَ آوى إِلَيْهِ أَبَوَيْهِ وَ قالَ ادْخُلُوا مِصْرَ إِنْ شاءَ اللَّهُ آمِنِينَ * وَ رَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً وَ قالَ يا أَبَتِ هذا تَأْوِيلُ رُءْيايَ مِنْ قَبْلُ قَدْ جَعَلَها رَبِّي حَقًّا وَ قَدْ أَحْسَنَ بِي إِذْ أَخْرَجَنِي مِنَ السِّجْنِ وَ جاءَ بِكُمْ مِنَ الْبَدْوِ مِنْ بَعْدِ أَنْ نَزَغَ الشَّيْطانُ بَيْنِي وَ بَيْنَ إِخْوَتِي إِنَّ رَبِّي لَطِيفٌ لِما يَشاءُ إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ » . « 1 » « . . . پس آنگاه كه ( يعقوب و آلش ) بر يوسف وارد شدند ، يوسف پدر و مادر خود را در آغوش آورد و گفت : به شهر مصر در آييد كه ان شاء اللَّه بعد از اين ايمن خواهيد بود . آنگاه پدر و مادر خود را بر تخت نشانيد و آنها به شكرانه ( ديدار او ) خدا را سجده كردند ، يوسف در آن حال پدر را گفت كه : اين بود تعبير خوابى كه من از پيش ديدم كه خداى من آن خواب را واقع و محقق گردانيد و دربارهء من احسان فراوان فرمود كه مرا از تاريكى زندان نجات داد و شما را از آن بيابان دور به اين جا آورد . پس از آنكه شيطان ميان من و برادرانم فساد كرد و مدتى جدايى افكند كه خداى من لطف و كرمش به آنچه مشيّتش تعلّق گيرد شامل و هم او دانا به حقيقت امور و محكم كار در تدبير آفرينش است » . سجده براى خدا در « تفسير قمى » آمده : يحيى بن اكثم از موسى مبرقع پرسيد : چگونه حضرت يعقوب و فرزندانش با اين كه انبياى الهى بودند براى يوسف سجده كردند ؟ موسى مسأله را از برادر خود امام هادى عليه السلام سؤال نمود .
--> ( 1 ) - يوسف : 99 - 98